خرید بک لینک

حقیقت مرگ

مرگ انعدام نيست بلكه انتقالى است از دنيايى به دنياى ديگر

مرگى كه خداى سبحان آن را به «حق» وصف نموده نه آن بى حسى و بى حركتى و زوال زندگى اى است كه به ديد ظاهرى ما درآيد، بلكه بازگشتى است به سوى او كه به خروج از نشئه دنيا و ورود به نشئه ديگر (آخرت) محقّق مى گردد.

خداى سبحان فرمود: «وَجاءَتْ سَكْرَةُ المَوْتِ بِالحَقِّ ذ لِكَ ما كُنْتَ مِنْهُ تَحِيدُ» [ق، آيه 19]؛ هنگام بي هوشى و سختى مرگ به حق و حقيقت فرا رسيد همان مرگى كه از آن دورى مى جستيد و «موت» را به «حق» وصف نمود كه بنابراين بطلان و عدم نخواهد بود. و نيز فرمود:

«كَلّا إِذا بَلَغَت التَّراقِىَ» تا آن جا كه «وَالْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ* إِلَى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمَسَاقُ» [قيامت، آيه 30]؛ و ساق هاى پا [از غم دنيا] به هم درپيچد. در آن روز خلق را به سوى خدا خواهند كشيد

بنابراين روز مرگ، روز بازگشت به خدا و سوق به سوى اوست.

شيخ صدوق (ره) و ديگران روايتى از پيغمبر (ص) نقل كرده اند كه مؤيّد همين حقيقت است: «براى بقا خلق شده ايد نه براى نابودى و فنا. و با مرگ تنها از دنيايى به دنياى ديگر منتقل مى شويد».

در علل الشرايع از امام صادق (ع)در حديثى آمده است: «و به اين ترتيب انسان از دو شأن دنيا و آخرت خلق شده و آن هنگام كه خداوند اين دو شأن را با هم گرد آورد، حيات انسان در زمين مستقر مى گردد، زيرا حيات از شأن آسمان به شأن دنيا نزول كرده است. و هنگامى كه خداوند بين آن دو شأن مفارقت ايجاد كند، آن مفارقت موت است و در آن حال، شأن آخرت به آسمان بازخواهد گشت. بنابراين حيات در زمين است و موت در آسمان. چون موت بين روح و جسد جدايى مى افكند روح و نور به قدس اولى بازگردانيده مى شود و جسد در همان زمين باقى مى ماند زيرا كه از شأن دنياست».

[انسان از آغاز تا انجام/ ص70]

برچسب: نویسنده: ساناز رنجبر تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 16:54

صفحه بندی