نفی خواطر
در رساله لب اللباب آمده است:
نفى خواطر عبارت است از: تسخير قلب و حكومت بر آن، تا سخنى نگويد و عملى انجام ندهد و تصور و خَطره اى بر او وارد نشود مگر به اذن و اختيار صاحب آن. و تحصيل اين حال بسى صعب و دشوار است و لهذا گفته اند كه نفى خواطر از اعظم مُطهِّرات سرّ است. چون سالك در مقام نفى خاطر مى افتد ناگهان متوجه مى شود كه سيل بنيادكنِ خواطر و اوهام و خيالات، او را فرامى گيرد و حتى خاطراتى كه باور نمى كرد به خاطرش خطور كند، از وقايع كهنه گذشته يا خيالات غيرقابل وقوع، بر او راه مى يابند و دائماً او را مشغول به خود مى كنند. سالك بايد در اين مقام مانند جِبال رَواسى، ثابت بايستد و هر خاطرى كه پيدا شود و زحمت دهد او را با شمشيرِ ذكر هلاك كند. و مراد از ذكر در اين جا همان اسماى الهيه است كه بايد سالك در وقت خطور خاطره به يكى از آن اسما توجه كند و توجه خود را بر آن مستدام بدارد و پيوسته با چشم و دل به سوى آن نگران باشد تا آن خاطر از خانه دل بيرون رود.
برچسب:
نویسنده: ساناز رنجبر